پیمانکار رتبه یک تاسیسات

تمایز یا نابودی
1396-01-17
هفت راه ساده به منظور بهبود بهره وری انرژی در ساختمان
1396-01-20
Show all

تمایز یا نابودی (بخش دوم)

خلاصه کتاب تمایز یا نابودی

بخش دوم
فروردین ماه 96

در بخش اول فصل ۱ تا ۱۰ کتاب به صورت خلاصه مورد بررسی قرار گرفت.

فصل یازدهم: مالکیت بر خصوصیت راهی برای تمایز است

خصوصیت عبارتست از یک مشخصه، ویژگی یا یک وجه ممیزه مربوط به یک شخص یا چیز.

مالکیت بر خصوصیت احتمالا بهترین راه متمایز کردن یک فراورده یا خدمت است.

دقت داشته باشید که موثرترین ویژگی ها مفید و ساده هستند. در ابتدا ویژگی مدنظر مشتریان را تشخیص داده و سعی کنید مهم ترین را داشته باشید.
برای نتیجه گیری در این بخش تشابه ویژگی می تواند یک اشتباه باشد گاهی لازم است متضاد بازار عمل کنید.

فصل دوازدهم: رهبری راهی برای ایجاد تمایز است

 تمایز یا نابودی (بخش دوم)

رهبری قوی ترین راه برای ایجاد تمایز است زیرا مستقیم ترین مسیر برای ایجاد اعتبار است، اعتبار چیزی است که شما به عنوان وثیقه برای ضمانت عملکرد نام تجاری خود از آن استفاده می کنید.

زمانی که شما هر دوی این مواد را داشته باشید عر ادعایی از جانب شما برای مشتریان پذیرفته می شود.

  • از خودنمایی نهراسید: بهترین هدیه به رقبا خودنما نبودن است.
  • انواع مختلف رهبری:
  • رهبری در فروش: اعلام موفقیت در فروش و همچنین معرفی کالای پر فروش به مشتریان
  • رهبری در فناوری: همه را در جریان جدید ترین فناوری قرار دهید
  • رهبری در عملکرد: همه بدانند که شما نسبت به دیگران چه عملکرد قدرتمندی دارید

رهبری یک صحنه است که شما می توانید داستان نفر اول شدن خود را برای دیگران تعریف کنید.

قدرت رهبری: ساده ترین شکل تعریف آن تصور ذهنی دیگران درباره شماست، در واقع اینکه شما برای دیگران چه برندی هستید نمایش دهنده قدرت رهبری شماست.

فصل سیزدهم: میراث یک ایده متمایزکننده است

میراث دارای قدرتی است که موجب تشخیص فراورده شما می شود. ریشه داشتن طبیعتا با اهمیتی روانشناختی همراه است تا مردم از انتخابشان احساس ایمنی داشته باشند.

فرض بر این است که حضور بلند مدت یک برند در بازار نماینده کار بلد بودن ان برند است.

میراث خانودگی: مردم به شرکت های خانوادگی که از بستری گرم برخواسته باشند بیشتر اعتماد می کنند.

فصل چهاردهم: تخصص یک ایده متمایزکننده است

مردم تحت تاثیر افرادی هستند که روی فعالیت خاصی متمرکز شده اند.

متخصص شخصی است که در زمینه ای خاص خوب آموزش دیده و آگاهی زیادی دارد.

متخصص ها می توانند تمرکز خود را روی یک پیام خاص معطوف کنند، اصلی ترین اسلحه یک متخصص این است که نام او تبدیل به یک اسم عام شود (نام او معرف برندش باشد مثل استیو جابز)، او نباید دنباله رو دیگران باشد بلکه خود یک رهبر و پیشرو باشد.

تخصص یک ایده متمایزکننده استاگر در زمینه ای تخصص دارید آن را به دیگران اعلام کنید زیرا دیگران علاقمند به شناخت شما هستند اما خودشان به دنبال شناخت متخصصان نیستند.

فصل پانزدهم: ترجیح یک ایده متمایزکننده است

تجربه به ما نشان داده است که مردم نمی دانند چه می خواهند. افراد در شرایط معمول تمایل بسیاری به انجام عملی را دارند که دیگران انجام می دهند.

قاعدتا اگر بر طبق فرم های اجتماعی رفتار کنیم مرتکب اشتباهات کمتری می شویم.

هرگاه محصول و ادعای شما در معرض قاعده اجتماعی قرار گرفت، قضاوت عمومی در مورد ان تقویت می شود.

یک مقاله متوسط حدودا ۶ بار بیشتر از یک تبلیغ خوانده می وشد.

اگر شخصی در مورد زمینه کاری شما تا به حال به تحقیق نپرداخته خودتان از یک موسسه خصوصی درخواست کنید که آن را با استفاده از مطالب علمی پذیرفتنی کند تا استفاده از آن تبدیل به یک عرف در جامعه بشود.

فصل شانزدهم: نحوه ساخت یک فراورده می تواند یک ایده متمایزکننده باشد

همه محصولات یک کار را انجام می دهند مهم روش ساخت محصول است. بازاریاب ها غرق در تبلیغات هستند و به این مسئله اهمیتی نمی دهند.

تعداد زیادی از فراورده ها حاصل یک فناوری یا طراحی ویژه هستند.

وقتی در تولید یک محصول متمایز هستید آن را به رخ بکشید.

فصل هفدهم: جدیدترین بودن می تواند ایده ای متمایز کننده باشد

در عصر جدید مردم منتظر ایده های جدید نیستند بلکه توقع آن را دارند. تلاش برای جدیدترین بودن اثربخش تر از بهترین بودن است. حتی شرکت های قدیمی با ارائه محصولات جدید خود به مبارزه با تکنولوژی قدیمی خود می روند.

البته جدیدترین همیشه موثر نیست:

  1. کالای جدید نباید بدون پیش زمینه ای سنت ها را تغییر دهد
  2. با تمام این توضیحات فناوری نسل آینده علاوه بر نو بودن باید بهتر باشد چون تنها دلیل عرضه آن کیفیت است در غیر اینصورت دلیلی برای آن نیست.

فصل هجدهم: چشمگیر بودن راهی برای متمایز بودن است

تعداد زیادی از شرکت ها از اینکه از موفقیتشان بگویند خجالت می کشند، در کسب و کار تواضع برابر است با شکست.

فعالیت چشمگیر داشتن به ویژه زمانی که از رقبا جلو هستید شما را قادر می سازد تا نام تجاری خود را به اوج برسانید.

اما باید توجه کنید زمانی که خود را چشمگیر و معرکه معرفی می کنید دلایلی برای ان داشته باشید. مثل رتبه بندی در صنعت و یا نمایش رتبه فروش شما نسبت به دیگر رقبا.

فصل نوزدهم: رشد و توسعه می تواند تمایز را از بین ببرد

رشد و توسعه می تواند تمایز را از بین ببردما نیاز به رشد نداریم بلکه اشتیاق شدیدی به آن داریم.

اگر اشتیاق به رشد کنترل نشود بلای جان سیستم و مجموعه می شود زیرا موجب سردرگمی و عدم تمرکز بر روی اهداف اصلی مجموعه می شود.

باید متوجه بود که حفظ تمرکز در زمینه اصلی کسب و کار منافع را در بلند مدت به نحو بهتری تامین می کند.

فصل بیستم: تمایز غالباً فداسازی است

زیاده خواهی می تواند برای کسب و کار ضرر داشته باشد برعکس از دست دادن چیزی می تواند برای شما سودمند باشد.

هر چه تنوع محصولات را افزایش دهید امکان شکست خود را بیشتر می کنید.

یکپارچگی نقطه مقابل فداسازی است، فراورده هایی که عملکرد چندگانه دارند خیلی زود از عرصه خارج می شوند.

طراحان وسائل چندکاره به جای تمرکز بر روی یک ویژگی با کیفیت بر روی چندین ویژگی با کیفیت پایین تر تمرکز می کنند.

۳ نوع فداسازی:

  1. فداسازی فراورده: یک کالا بهتر از همه چیز برای همه کس است.
  2. فداسازی خصوصیت: تمرکز بر روی یک خصوصیت بسیار شاخص بهتر از چندین خصوصیت است.
  3. فداسازی بازار هدف: حفظ تمرکز بر روی یک بخش خاصی از بازار

فصل بیست و یکم: متفاوت بودن در جاهای مختلف

یک نام تجاری را با یک ایده متمایز در سطح جهان عرضه کنید با این روش تسخیر جهان را با ۱٫ نام تجاری واحد ۲٫ طراحی واحد و ۳٫ هزینه تبلیغات کم به دست بیاورید.

جهانی شدن یک ایده نیازمند در نظر گرفتن موارد زیر است:

  1. بها دادن به ایده های قدیمی
  2. پذیرفتن ریسک بالای ایده های نوین
  3. نیاز به تغییر ایده باتوجه به جغرافیای فرهنگی
  4. تنوع در کالا و فراورده ها

فصل بیست و دوم: خط تمایز

  1. حفظ تمایز با رقبا
  2. حفظ برتری با گذشت زمان
  3. انتقال مفهوم حفظ تمایز به مدیران نسل بعدی
  4. جلوگیری از گم شدن هدف
  5. اصرار در حفظ تمایز

تغییر رویکرد فقط و فقط زمانی ضروری است که بازار هدف به مدیر پشت کند.

فصل بیست و سوم: چه کسی مسئول تمایز است؟

مدیر ارشد کیست؟

  1. تعیین راهبرد
  2. نظارت و درصورت نیاز تذکر به عناصر فعال بابت فعالیت در چارچوب
  3. رسیدگی به مشکلات بر سر راه اجرای راهبرد
  4. توجه به میزان صحت گزارشات مدیران میانی (به علت نقش تعیین کننده گزارشات)

پیتر دراکر پدر علم مدیریت نوینطبق گفته پیتر دراکر پدر علم مدیریت نوین:

رهبری اثربخش عبارت است از تفکر براساس سازمانی و تعریف و پابرجا نمودن آن به نحوی که برای همگان قابل رویت باشد.

کتاب و خلاصه کتاب تمایز یا نابودی اثر جک تراوت

یک دیدگاه