پیمانکار رتبه یک تاسیسات

ایرانیان رکورددار مصرف ۶ ماده غذایی و انرژی راهبردی
1395-01-28
سیاست شرکت در مورد ای‌میل سازمانی چگونه باید باشد؟
1395-01-29
Show all

توانایی ایجاد اخلاق حرفه ای و آئین کارورزی

توانایی ایجاد اخلاق حرفه ای و آئین کارورزی

wrench-fig02_x001

مقدمه : 

     پای بندی به اصول و مبانی اخلاقی یکی از وجوه و تمایز افراد حرفه ای از سایر متخصصان در هر رشته و تخصصی است.

     به همین دلیل امروزه در بسیاری از سازمانها، تشکّل ها و موسسات ، تاکید ویژه ای بر تعریف و پایبندی به اصول اخلاق حرفه‌ای صورت می گیرد . با وجود تمایز مصادیق اخلاق حرفه ای در رشته های مختلف، مبانی پایه و نقاط مشترکی برای آن وجود دارد ، که آشنایی با آنها می تواند افراد را در پایبندی هر چه بیشتر به اصول تعریف شده اخلاقی در هر رشته و تخصص یاری نماید.

     حل تعارضات اخلاقی مهم ترین مهارت رفتاری صاحبان مشاغل است ، ما همیشه در زندگی شخصی و شغلی با تعارضات اخلاقی روبرو هستیم و در موارد زیادی در حل آنها احساس ناتوانی می کنیم.

     در این گردآوری سعی به تعریف ساده و کاربردی چیستی اخلاق حرفه ای و نقد شیوه رایج ناکارآمد تعارضات اخلاقی شده و همچنین پیشنهاد شیوه جایگزین و مناسب برای درک و برخورد و حل موضوعات اخلاقی دارد که به طور خلاصه به آن پرداخته شده است.

   مبحث اول) جایگاه اخلاق در موفقیت شغلی

  

     موفقیت در شغل آرمان هر کسی است .در غالب مشاغل، رقابت زیاد است و این رقابت سخت بین صاحبان پیشه حاکم است.

آیا به نظر شما دغدغه های اخلاقی سبب عقب افتادن از رقبا می شود یا اخلاق حرفه ای برتری رقابتی می آفریند ؟

آیا حرفه ای ها اخلاقی هستند و اخلاقی ها پیشرو و کامیاب هستند ؟ برای دستیابی به این آرمان باید پاسخ سوالات

زیر را بدانیم :

   * میزان موفقیت افراد در شغل بر چه عواملی استوار است ؟

   * افراد حرفه ای در هر شغلی چه ویژگی هایی دارند؟

   * آیا صرف داشتن دانش، تجربه و مهارت در یک شغل ، افراد را حرفه ای می کند ؟

   * اخلاق در موفقیت شغلی چه نقشی دارد ؟

   * چرا باید در شغل به تعهدات اخلاقی پایبند باشیم؟

   * آیا اخلاقی بودن در یک شغل ، امری دست وپاگیر است و مانع پیشرفت می شود؟

   * آیا اخلاق سبب رونق شغل می باشد و سهم بیشتری از بازار کار را نصیب شما می کند ؟

     بحث در مسئله بسیار مهم ” اخلاق حرفه ای” در موفقیت شغلی نمی تواند به صورت شعارگونه و بریده از جامعه واقعی   (یعنی در جامعه ای که در موارد زیادی  از رفتار غیر اخلاقی دیگران رنجیده باشیم) باشد، لذا باید بدانیم:                                        اخلاقی زیستن و اخلاقی کار کردن نه بر مبنای شعار فریبنده و تظاهر ریاکارانه  ، بلکه ناشی از شعور باطنی و گرایش درونی فرد می باشد . لذا کامیاب شدن اخلاق حرفه ای را باید با شواهد روشن و نمونه های کافی نشان دهیم ، که این شواهد و نمونه ها باید در شبکه ارتباطات پیچیده در جامعه واقعی ما باشد.

همانطور که می دانیم حرفه ای ها بهره وری بالا دارند و بیشترمورد اطمینان می باشند .

     ویژگی های بارز حرفه ای ها به شرح زیر می باشد:

(۱)حرفه ای ها ماندگارند

     هر شغلی میدان رقابت است ، عده ای فرصت شغلی خود را از دست می دهند و سازمانهایی ور شکست می شوند و ماندن در رقابت ، سخت و طاقت فرسا می باشد . مطالعه تاریخی از ماجرای پرفراز و نشیب (عرضه و تقاضا) نشان می دهد در همه عرصه های شغلی حرفه ای ها می مانند و غیر حرفه ای ها می بازند . چرا که آنها بدون ترس از اوضاع کارو بازار، با افزایش مهارت حرفه ای خود همیشه پیشتاز می باشند.

(۲) حرفه ای ها دارای دانش هستند

     آدم حرفه ای در هر شغلی، دانش لازم آن حرفه را می آموزد،چون آنها می دانند که بدون تسلط بر اطلاعات فنی و تخصصی هر شغل نمی توان کار کرد ، به همین دلیل حرفه ای ها روحیه آموزش پذیری دارند و هرگز تشنگی آنها در یادگیری رفع نمی‌شود. لذا حرفه ای ها به شیوه آزمون و خطا بسنده نکرده و در مرام آنها وارد هر شغل شدن همراه با دانش و اطلاعات آن حرفه می‌باشد.

(۳) حرفه ای ها دارای تجربه هستند

     هر کس که مدتی را در یک حرفه بگذراند ، صاحب تجارب گوناگونی از آن حرفه می گردد ولی آدم حرفه ای هر تجربه را سرمایه ای می داند و در حفظ و تحلیل آنها می کوشد و آن تجارب را سرمایه شغلی خود می داند . تجربه علاوه بر افزایش دانش، سبب پختگی و فزونی خرد ورزی فرد درآن شغل می شود و در نهایت این تجربه است که هرگاه مورد تحلیل قرار گیرد خود عامل تولید علم و آگاهی می گردد .

(۴) حرفه ای ها ماهر و سرآمد هستند

     حرفه ای ها از نظر ورزیدگی در کار نیز با دیگران متفاوت هستند ، چنانچه می دانیم دانش به تنهایی فرد را توانا نمی سازد بلکه حرفه ای ها دانش خود را در عرصه عمل و بوسیله تجارب مفید به مهارت تبدیل می کنند و با ممارست فراوان به توانایی فنی و حرفه ای دست می یابند . امروزه بدون مهارتهای فنی و حرفه ای نمی توان در بازار پر رقابت ماندگار شد.

     از جمله این مهارت ها می توان به تشخیص درست مسائل اشاره نمود . این حرفه ای ها هستند که به دلیل داشتن مهارت سرآمد می شوند و به دنبال آن احترام و منزلت اجتماعی در شغل خود را بدست می آورند.

این سرآمدی توان چانه زنی در شغل را افزایش می دهد و جایگاه انحصاری که حرفه ای ها در شغل خود بدست می آورند مشتریان را در تصاحب و بهره مندی از خدمات آنها به رقابت می کشاند و این موقعیت است که توان چانه زنی ما را در ارائه خدمات و خصوصا ارائه قیمت افزایش می دهد.

(۵) حرفه ای ها دوراندیش و کل نگرند

     نگاه حرفه ای ها به شغل متفاوت است و این نوع نگاه است که آنها را پیشرو بازار می کند. حرفه ای ها بدلیل نگرش ژرف، سیستماتیک و بلند مدت هرگز اهمال نمی کنند و اقدامات موقت را چاره کار نمی دانند و همیشه رهنمودهایی برای ارائه به مشتریان خود دارند که آنان را کل نگر و ژرف بین نمایند و همیشه عاقبت کار را مورد ارزیابی قرار می دهند.

(۶) حرفه ای ها بامرام و مورد اعتماد هستند

     آدم های حرفه ای به اصول خاصی در شغل خود پای بند هستند و این اصول را پذیرفته و ارزش قائل می شوند.                       این اصول را مرام اخلاقی در کار می نامند و افراد بامرام به تعهدات خود پایبند می باشند . این اصول اخلاقی تکیه گاه مطمئن برای افراد حرفه ای می باشد . افراد حرفه ای مرزهای اخلاق را به خوبی می شناسند و به خوبی می دانند مرز بین رهنمود دلسوزانه و مداخله ناروا در مناسبات کاری چیست و چه مفهومی دارد . در یک کلام آدم حرفه ای در هر حال نسبت به شغل خود غیرت و نسبت به مشتری خود مسئولیت نشان می دهد.

(۷) حرفه ای ها اخلاقاً پیش بینی پذیر هستند

     یکی از توقعات مشتری این است که بتواند عملکرد مارا در خصوص پای بندی به حقوق خودشان پیش بینی نماید.  این قابل پیش بینی بودن به مشتری آرامش ، اطمینان و اعتماد را هدیه می دهد . بنابراین هیچ امری در کسب و کار از پیش بینی پذیری موثرتر نیست. این پیش بینی پذیری به معنای افشای همه اطلاعات و اسرار شغلی نیست، بلکه این قابلیت فقط به اطمینان از عایت حقوق مشتریان محدود می گردد.

(۸) حرفه ای ها آسیب پذیر هستند

     یکی از آسیب های جدی برای حرفه ای ها سوء استفاده از سرآمدی ، توان بالای چانه زنی و مزیت رقابتی می باشد .  همچنین حسد آسیب دیگری هست که حرفه ای ها را تهدید می کند و این رقابت شدید شغلی است که برخی مواقع تبدیل به حسد می گردد و لازم است یک فرد حرفه ای از حسد ورزی خود پیشگیری نموده و همیشه در مقابل سایر حسودان چاره‌اندیشی نماید.

     غرور و خود بزرگ بینی نیز آسیب دیگری است که حرفه ای ها را تهدید می کند . این خصوصیت هم فرد را  از خویش بیگانه نموده و هم دیگران را از وی گریزان می سازد . در نهایت بد قولی نیز آسیب دیگری است که همیشه گریبانگیر حرفه ای ها می‌شود. یک فرد حرفه ای هر گاه بدون محاسبه دقیق و بدون مسئولیت پذیری وعده دهد ، عملاً شرایط تخلف از وعده را فراهم نموده است که آسیب های جدی را بدنبال خواهد داشت. در رمز و راز موفقیت های کسب و کار تأکید فراوانی شده است که عملکرد امروزه شما سازنده بازار فردای شما می باشد، همانگونه که وضعیت امروز شما حاصل تلاش دیروز شما می باشد.

مبحث دوم) چیستی اخلاق حرفه ای

تصور خود را از امور بسیار جدی بگیرید ، زیرا موفقیت ما در یک فعالیت با تصور ما از آن فعالیت همبستگی کامل دارد. اخلاق را به اشکال مختلف تعریف کرده اند که نمونه هایی از این تعاریف به شرح زیر است:

    *رفتاری که موجب سعادت یا کمال بشر می شود.

    * تمایز فضیلت ها و رذیلت ها

    * پای بندی به ارزش ها و دوری از ضد ارزش ها

تعاریف مختلف از اخلاق به لحاظ نظری مقبول هستند اما از نظرعملی ، به نحو ملموس و عینی ، اخلاق را در زندگی فردی و جمعی نشان نمی دهند. لذا با این تعاریف نمی توانیم در زندگی شخصی و شغلی، رفتار اخلاقی را از غیر اخلاقی تمایز دهیم. رفتار در انسانها گونه های بسیار مختلفی دارد نمونه هایی از آن شامل موارد زیر میباشد:

     ۱-رفتارهای بازتابی

     ۲-حرکات غیر ارادی

     ۳- حرکت و سخن گفتن در خواب

گونه ای از رفتار ما رفتار هایی است که آگاهانه انجام می دهیم و بوسیله این رفتارها با خود و دیگران ارتباط برقرار می کنیم. این چنین رفتارهایی را می توان در ترازوی اخلاق گذاشت و اخلاقی بودن آن را سنجید.

     حال جای طرح سوالی پیش می آید ،چرا برخی افراد رفتارهای ارتباطی چند وجهی دارند ؟

راز نهفته در مطلب این است که فضیلت ها و رذیلت های اخلاقی درجه های مختلفی دارند . مرتبه ای از فضیلت ارتباط با خانواده و همکاران و مرتبه دیگر آن ، ارتباط با خویش است . کسی که زبان به دشنام یا ناسزا گویی به فردی می گشاید در سطح ظاهری رفتار ارتباطی بین شخصی دارد اما همین عمل او ، حرمت شکنی خویش و عدم رعایت حقوق خویش نیز هست و لذا در سطح ژرفتر رفتار ارتباطی درون شخصی دارد . مسئله قابل تامل در گونه های رفتار ارتباطی یعنی درون شخصی و بین شخصی و برون شخصی ، نسبت بین آنها بوده ودر بین کدام گزینه ها تقدم دارد؟

     دانستن این مسئله از آن جهت مهم است که در تربیت اخلاقی بایستی افراد را به تعامل اخلاقی با خود دعوت کنیم یا آنان را به تعامل اخلاقی با دیگران فرا بخوانیم . واقعیت این است که انسانها با دیگران همان گونه رفتار می کنند که با خود تعامل دارند و به جز کسانی که نقش ایفا می کنند هر کس رفتار ارتباطی بین شخصی و برون شخصی را در چارچوب رفتار خویش سامان می بخشد . رفتارهایی که در اثر تکرار به صورت الگوی رفتاری در روان فرد در آمده اند  و طبیعت ثانویه او شده اند، خلق و خوی نام دارند. واژه اخلاق جمع خلق و خوی است و آنچه موجب داوری اخلاقی می شود رفتارهای پایدار و خلق و خوی آدمی است نه رفتارهای اتفاقی وی و فرد اخلاقی کسی است که فضیلت های اخلاقی در وی به صورت امری درونی و پایدار در آمده اند و او به آسانی رفتارهای فضیلت آمیز را انجام می دهد.

    چه کسی را امین می دانیم؟

فرد امین در حرفه کسی است، که امانت داری و رازداری در وی نهادینه شده است و دست او به آسانی به خیانت باز نمی‌شود. هدف تربیت اخلاقی در حرفه ، اصلاح الگوهای رفتاری و تعالی بخشیدن به رفتارهای پایدار است . افراد متظاهر و ریاکار نیز در مواقعی رفتارهای اخلاقی نشان می دهند ، اما رفتارهای پایدار آنها چنین نیست . لذا آنچه ارزش می آفریند پایداری به رفتار اخلاقی است. لذا نمی گوییم که رفتارهای ارتباطی اتفاقی در ترازوی اخلاق سنجیده نمی شوند بلکه میگوییم افراد را به خاطر رفتارهای ارتباطی پایدارشان است که نکوهش یا ستایش می کنیم . رفتارهای اخلاقی نه آن است که به نمایش بروز می کند و نه آن است که به اجبار انجام می شود . رفتار پایدار رفتاری است که به سهولت و از سر اختیار تحقق می یابد .

     هر گاه حقوق دیگران را رعایت کنیم ، رفتار اخلاقی داریم و در هر رفتار غیر اخلاقی حق و حقوقی را از بین برده ایم. لذا می‌توان حقوق دیگران را ترازوی اخلاق دانست .این امر در سطح سازمان نیز مطرح می گردد، یعنی عملکرد افراد در راستای تحقق حقوق سازمان اخلاق حرفه ای نامیده می شود و در غیر این صورت غیر حرفه ای به حساب آمده و سنجیده می شود . لذا افراد حرفه ای اخلاقی هستند و به همین دلیل است که از آنها علاوه بر رعایت حقوق دیگران و سازمان (یعنی دوری از خیانت ،فریب،تزویر ،دروغ و امثال آنها) منشا خیر رساندن به دیگران نیز می باشند و از این روست که آنان مشاورانی دلسوز و اطلاع رسان و انتقال دهنده تجارب و خیرین و یاری رسان و امثال آن می باشند. این خصوصیت چنین افرادی هست که مورد تحسین و ستایش قرار می گیرد.

در مورد اخلاق دو سطح حداقل اخلاقی و سطح متعالی آن مورد نظر و توجه قرار می گیرد که سطح حداقل اخلاقی یعنی رعایت حقوق افراد بوده و در سطح متعالی آن خدمت رسانی ، خیر خواهی و فداکاری نیز به رعایت حقوق افراد افزوده می شود، لذا هرگاه دیدی حاجت مردم به سوی تو راه باز کرده است ، بدان که درب رحمت الهی بر تو گشوده شده است.

مبحث سوم) رهایی از واکنش های هیجانی

     چگونه است که بر خلاف کشش فطری به فضیلت های اخلاقی در انسان، در عمل از میزان پایبندی به اخلاق چندان رضایت نداریم؟ و چگونه می شود که افراد با علم به اهمیت مسئولیت پذیری اخلاقی ، از آن شانه خالی می کنند؟ مهمترین زمینه اخلاق گریزی ما انسانها کجاست؟ و برعکس نقطه آغاز مسئولیت پذیری کدام است؟

تفاوت هایی در زیست انسانی و زندگی حیوانی وجود دارند که می توان به تفکر ، عشق ، اختیار و ابزار سازی و تکامل پذیری و در نهایت به زیست فنی اشاره نمود ولی مهم ترین تفاوت این دو مقایسه در مسئولیت پذیری اخلاقی می باشد.

از طرفی بخشی از رفتارهای ما انسانها تفاوت ماهوی و ریشه ای با گونه های حیوانات ندارد . حیوانات در مواجه با تهدیدها دو واکنش عمده دارند :  (( ستیز یا گریز ))

     ملاک اصلی در انتخاب ستیز و گریز ، قدرت یا ضعف حیوان نسبت به دشمن است . این دو واکنش در انسانها نیز وجود دارد که واکنش هیجانی نامیده می شود. چون محرک این واکنش هیجانات درونی می باشد و تصمیم و محاسبه عقلانی در اتخاذ آنها نقشی نداشته و کاملاً غریزی می باشند.

  • واکنش گریز در تعامل با دیگران

     ابتدائی ترین آن قهر کردن می باشد، قطع ارتباط کلامی، عدم همکاری، قطع ارتباط کاری و به هم زدن شراکت و نمونه‌‌‌های دیگر  و همچنین خالی کردن میدان و سپردن بازار به رقبا را می توان از اتخاذ واکنش گریز در تعامل با دیگران نام برد .

  • واکنش گریز در تعامل با خود

فرار از خویش و خود فراموشی و پناه به آنچه موجب غفلت می شود را می توان برای این واکنش برشمرد .

  • واکنش ستیز در تعامل با دیگران

    پرخاشگری و اتخاذ رفتارهای آمیخته با عداوت و غضب در مقابل دیگران رایجترین شکل این واکنش می باشد و شک و تردید و حسد و بدگویی و شایعه پراکنی و تخریب منافع دیگران ، تهمت و افترا ، تحقیر و توهین و ترور شخصیتی و سایر رذیلتهای مشابه را می توان نمونه هائی ازواکنش ستیز در تعامل با دیگران نام برد .

  • واکنش ستیز در تعامل با خود

خود کشی و خود آزاری را به عنوان رایجترین این واکنش می شناسیم در برخی از رفتارها ، ترکیبی از هر دو واکنش هیجانی گریز و ستیز وجود دارد که از جمله آنها می توان به نفاق و دورویی و تظاهر و ریا اشاره نمود.

    از رقابت گریزی تا رقیب ستیزی :

     رقابت یکی از زمینه های بروز واکنش هیجانی است . وقتی با کسی روبرو می شوم  که با منافع و بازار کار ما معطوف است، برانگیخته می شویم . فعالیت رقبا ، موفقیت آنها و گاهی بد رفتاری آنها ، احساسات منفی ما را تحریک می کند و به تلافی ، مقابله به مثل و امثال آنها وا می دارد . اما برخی افراد رقیب را سرمایه ای برای رشد و توسعه دامنه فعالیت ها و شریک کاری خود می دانند و موفقیت رقیب را به فرصت پیشرفت خود تبدیل می کنند و تعامل اخلاقی با رقبا را زمینه همکاری مبتنی برنگرش برد برد می سازند. با واکنش هیجانی نمی توان به رقابت سالم دست یافت . واکنش هیجانی در برابر فعالیت رقبا ناشی از تلقی ناروا از رقیب است، اما برداشت درست از رقیب می تواند آسیب واکنش هیجانی را کاهش داده و در نهایت به وفاق برساند. هر یک از ما ، از واکنش های گریز ( مانند کم رویی ، قهر ، فرار ) یا از واکنش های ستیزی (مانند پرخاشگری و عصبانیت ) پشیمان شده و می دانیم واکنش هیجانی آثار زیانباری برای ما ودیگران ایجاد می کند که بدترین این آثارِ” گریز یا ستیز “، از بین رفتن حقوق ما و حقوق دیگران است.

     نقطه آغاز اخلاق گریزی در حرفه ، ناتوانی ما در مواجهه با هیجانات منفی است . واکنش های هیجانی آغاز رفتارهای غیر اخلاقی است که پایان آن چیزی جز از دست دادن منزلت حرفه ای نیست . سوال اینجاست که شما چگونه می توانید بر انگیخته شده و نسبت به عامل آن احساس منفی پیدا نکنید ؟ توصیه این نیست که در چنین شرایطی احساسات منفی خود را سرکوب کنید . غضب، خشم، ترس و شادی به هنگام بروز باید مجال ظهور پیدا کرده و آنچه که توصیه می شود مدیریت این احساسات است . خشمگین شدن یک چیز است و عکس العمل نشان دادن از سر خشم چیز دیگری است . افراد خشمگین دو گونه عکس العمل نشان می دهند :

     (۱)عکس العمل شتاب زده

اقدام شتاب زده، رفتاری است از روی خشم و با قصد فرو نشاندن خشم که با واکنش هایی به تخریب منافع فرد و دیگران می‌انجامد .

     (۲)  عکس العمل با درنگ

     رفتاری هست از روی هوش وتدبیر ودرایت و با قصد حل مسئله که سرآغاز زیست اخلاقی می باشد.

     واکنش های هیجانی در واقع حاکمیت احساسات فرد بر اراده وی است و مواجهه احساسی ، نشان از اسارت درونی فرد است لذا خود شناسی سر آغاز رهایی انسانهاست و این غفلت از خویش است که خشم ما را به واکنش هیجانی ستیز تبدیل می کند. پیشگیری از واکنش هیجانی ، با عنصر خود شناسی لحظه ای و مدیریت خویش انجام می شود که به عنوان هوش هیجانی فرد مطرح میگردد که از دو عنصر توان شناخت لحظه ای خود که در واقع شناخت از احساسات ، عواطف و موقعیت روانی خود وعدم غفلت از خود و همچنین توان تمایز و تفکیک احساسات را شامل می گردد و عنصر دوم در هوش هیجانی توان مهار هیجانات و مدیریت آنها می باشد که در واقع کنترل احساسات و عدم اسارت در آنها را شامل می گردد.

همیشه از شتاب در عکس العمل و قضاوت زود هنگام  ، مقصر دانستن خود یا دیگران پرهیز نموده و در رابطه با اصل مسئله، اندیشه وﺗﺄمل نمائید.

     حاصل خود شناسی و مدیریت هوش هیجانی ، حلم و بردباری است . بر این اساس است که حلم سر آغاز اخلاق حرفه ای می باشد که خصوصیات برجسته ای از جمله عفو و بخشش و احترام در عین قاطعیت ، صمیمیت در عین اقتدار و واکنشهای هوشمندانه و مسئولیت پذیری را برای انسان ارزانی می دارد.

     حال اینجاست که با درایت و حلم ، فرد بجای جستجوی مقصر ، در پی یافتن مسئله میباشد و چگونگی حل مسئله را دنبال می کند و به راه حلهای اثر بخش آن فکر کرده و اندیشه می نمایدو این آغاز راه خردمندی است که واکنش های هیجانی چشم  ما را به این راه ها می بندد.

 

مبحث چهارم) حریم خصوصی و راز داری 

     ﻣﻨﺸﺄ بسیاری از بزهکاری های اجتماعی و شغلی ، پاس ندانستن حریم خصوصی یکدیگر می باشد .در برخی از فعالیت شغلی ، به صورت گریز ناپذیر و ناخواسته به اسرار افراد دست پیدا می کنیم. آنجاست که راز داری دارای اهمیت فراوان می باشد و همچنین امکان دارداموال وامکانات دیگران به رسم ودیعه یا ابزار کار به ما سپرده شود . در هر صورت امانت داری و راز داری ،مرامی است که مختص افراد حرفه ای می باشد .عموﻣﺎ امور مربوط به افراد به دو گونه تقسیم می‌شود:

اموری که در معرض دید دیگران می باشند، مانند لباس پوشیدن و امثال آن که از نمایش آن به دیگران ابایی نداریم .

در مقابل برخی از امور را از دیگران می پوشانیم نه از آن جهت که آنها را عیب یا گناه می دانیم بلکه از آن جهت که دیگران را  نسبت به اطلاع از این امور، بیگانه ونامحرم می دانیم . غالباً به پیرامون این امور دیواری می کشیم که در معرض دسترسی و اطلاع یابی دیگران قرار نگیرند . این دیوار در واقع حریم خصوصی ما نامیده می شود و با این دیوار نسبت به حریم خصوصی احساس امنیت می کنیم .

     انسان ها فراتر از فرهنگ ، قومیت ، زبان و دین در اینکه حریم خصوصی هر فردی حق اوست و هرگز نباید مورد تعدی قرار گیرند و همچنین جدای از اختلاف در مصادیق حریم خصوصی ، اصل حق بودن حریم خصوصی را نباید زیر پا گذاشت و به هیچ عنوان عدم توانایی ودانایی برخی در حفظ حریم خصوصی فرد دلیل بر این نیست که حریم خصوصی حق آنان نمی باشد . افراد هم در ارتباط با خویش باید حریم خصوصی خود را پاس داشته و هم در تعامل با دیگران باید از ورود به حریم خصوصی آنان پروا داشته باشند . مادامی که فرد نیاموخته باشد که حریم خصوصی خود را پاس دارد ، نمی تواند به حریم خصوصی دیگران حرمت بگذارد . مهمترین مصداق احترام به خویش ، حفظ حریم خصوصی خود است .

     فعالیت های شغلی ، زمینه های تهدید کننده ای برای حریم خصوصی فرد ایجاد می کند، در فعالیت های شغلی با تمام احساس و هیجانات خود درگیر می شویم؛ لذا، امکان شکستن حریم خصوصی دیگران وجود دارد . فعالیتهای شغلی باعث ارتباط فراوان با افراد می شود و این ارتباطات است که پای دیگران را به حریم خصوصی فرد باز می کند که سرچشمه بزهکاری و جرایم و فرو ریختن مرز حریم خصوصی در محیط شغلی می باشد .

     برای حفظ حریم خصوصی در فعالیت های شغلی چند توصیه است که در زیر مطرح شده است :

*توجه مستمر و هوشیاری نسبت به خویش و حریم خصوصی خود، غالباً غفلت منشاء بسیاری از آفت ها از جمله شکستن حریم خصوصی می باشد .

* دوری از اعتماد ساده لوحانه به دیگران، این اعتماد زود هنگام پیامدی جز آسیب به فرد رابه دنبال نخواهد داشت .

* دعوت به کم حرفی،  همانطور که گفتند زمانی که خردمندی و دانایی فرد افزایش می یابد سخن گفتن او اندک می شود . پر حرفی هر کس راهی است که دیگران را به حریم خصوصی وی می رساند .

     در خاتمه راز داری یکی از اصول اخلاقی است که در رفتار ارتباطی درون شخصی بر حفظ حریم خصوصی فرد منطبق است اما در تعامل با دیگران از حریم خصوصی آنان متمایز می باشد.

  

مبحث پنجم ) امانت داری ، صداقت و احترام

     امانت داری مهم ترین خصلت افراد حرفه ای است . اعتبار یک فرد حرفه ای با امانت داری او سنجیده می شود . اما امانت داری  چیست  و چگونه می توان به امانت داری شهره شد، خود بحث دیگری است که در زیر به آن می پردازیم. صداقت در حرفه، شامل صداقت در کردار و ر استی در گفتار است .عموماً در فرهنگ ها از صداقت سخن گفته شده است، ولی به تحلیل آن و شیوه های پایداری در صداقت کمتر توجه شده است . همچنین در خصوص احترام نیز اقدامات رسمی انجام پذیرفته است اما هنوز محتاج توجه دقیقتر به موضوعات احترام به خویشتن و احترام به دیگران هستیم. یکی از عوامل سامان بخشی به حیات اجتماعی، رسم امانت داری است. بحث از چگونگی امانت داری در گرو شناخت اموری است که به عنوان امانت داری تلقی می شود . به طور کلی هر چیزی که به نحوی در اختیار ما است یا به ما سپرده می شود، امانت نامیده می شود . در شرکت و سازمان اطلاعات شرکت ، سرمایه سهامداران ، ابزارها و امکانات ، امانت است؛ و حتی اعضا بدن ما ، سلامتی جسمی نیز نزد ما امانت بوده و به طور کلی سلامت جسمی و روحی نزد ما امانت هستند ، پس امانت داری نسبت به این موارد ، رفتار اخلاقی به خویش است و اشیاء و آبرو و اموال دیگران گاهی نزد ما امانت است و امانت داری نسبت به این موارد رفتار اخلاقی با دیگران تأیید می شود. همچنین منابع طبیعی امانت الهی برای ما می باشد و باید آنها را حفظ و مورد استفاده صحیح قرار داد . زمانی که کسی به هر نحوی وسایل  و امکانات در اختیار ما می گذارد ، حد و مرزی در استفاده از آنها پیش می نهد و رعایت این چهارچوب شفاهی ویا کتبی شرط امانت داری می باشد. باید وسایل و اشیاء و امکانات دیگران را مانند اموال خود بدانیم و از استفاده ناروا و آسیب زدن به آنها بپرهیزیم.

     شرط امانت داری نسبت به اموال ، اشیاء و امکاناتی که در اختیار ما قرار می گیرند ، استفاده بهینه از آنها است. وقتی سرپرست یک بخش می شوید ، افرادی زیر دست شما قرار می گیرند ، رسم امانت داری در استفاده از آنان و به کار گرفتن افراد مناسب در کار مناسب است و آنها را در جای درست و به نحو درست به کار ببریم و مرام امانت داری آن است که در انجام وظایف شغلی همیشه در پی انجام کار درست به شیوه درست باشیم . تمام افراد حرفه ای در مشاغل امین هستند و همیشه دو دغدغه دارند که اولی را اثر بخشی و و دومی را کارائی می نامند که حاصل این دو دغدغه بهره وری نامیده می شود  و افراد امین در هر حرفه ای بر افزایش بهره وری همت می کنند .( کاهش بهره وری را خلاف رسم امانت داری می دانند) اهمیت افراد در سازمان به اندازه ای است که آنان را نیروی سازمان و گاهی سرمایه آن نیز می دانند . این نیز شرط امانت داری در سازمان است که از افراد مناسب در جای مناسب استفاده نمائیم و این نکته ای است که امانت داری را با شایسته سالاری ارتباط می دهد.

     یکی دیگر از عوامل اعتماد به حرفه ای ها ، صداقت آنان است . هرگونه تلاش برای وارونه سازی واقعیت ، عدم صداقت است. وارونه سازی واقعیت می تواند به وسیله گفتار ، اشاره ، رفتار یا در بیان احساسات و در ارائه دیدگاه ها باشد . بر این اساس نشان دادن واقعیت آنگونه که هست ، صداقت است . از این رو در تشکیلات اظهار نظر کارشناسانه در برآورد هزینه ، میزان خسارت، اشکال فنی در یک دستگاه، عدم رعایت کیفیت ،عدم توانایی در افزایش بهره وری و همچنین ارائه مشاوره از مواردی هستند که وارونه سازی واقعیت در آنها نوعی خیانت محسوب می شود . به خاطر داشته باشید شما می توانید از مشتری و کارفرما حق بالایی را به عنوان مهارت طلب کرده و بر اساس پتانسیل سازمانتان، دانش و تجربه و مهارت چانه زنی نمائید. اما برای افزایش درآمد به دروغ و وارونه سازی متوسل نشوید . مبالغه رایج ترین شکل دروغ در حرفه است . مبالغه در بلند مدت، اعتبار شغلی فرد را تباه می سازد . اگر خواهان پایداری در جاده راستگویی هستید باید توجه داشته باشید:

   *با کم رویی خود مقابله کنید :

    دروغ از روی کم رویی از چاله به چاه افتادن است . اگر به افراد، صریح و صمیمی احساس و دیدگاه خود را بگوئیم کمتر آزرده می شوند تا اینکه معلوم شود ، سخنی نادرست گفته ایم.

   *فن آوری در خدمت راستگویی باشد

   *از هر گونه مبالغه بپرهیزید

        سخن دقیق نشان پختگی شماست، به خاطر داشته باشید مبالغه های ناشی از واکنش های هیجانی را می توان مهار کرد.

   *بر مبالغه و آثار زیان بار دروغ مصلحت آمیز توجه داشته باشید .

         غالبا آنچه شما دروغ مصلحت آمیز می انگارید ، در واقع فتنه انگیز و زیان بار است. کافی است در محاسبه سود و زیان

    دور اندیش وبا مروت رفتار کنیم

    *توجه کنید که ترس و اضطراب خود را نمی توان با دروغ درمان کرد .

    *وقتی راست گویی با ارزش دیگر اخلاقی ، مانند رازداری یا وفای به عهد در تعارض است  ، به جای آنکه از میان بد و بدتر

    بد را انتخاب کنیم و خود را به دروغ گفتن بیاندازیم بهتر است به راه حل سوم فکر کنیم .

    احترام

     حرفه ای ها اهل ادب و احترام هستند . تحقیر ، پرده دری و خوار داشتن افراد در مرام آنها نیست . احترام فضیلتی است که در دو درجه می توان آن را تحلیل کرد :

    (۱)احترام حداقلی (درجه پایین)

     احترام در پائین ترین سطح آن ، خودداری از اهانت و تحقیر دیگران است . مراد از خودداری کردن توجه و عزم آگاهانه فرد است که خود را از توهین به دیگران دور می کند. هوشیاری به واکنش خود در مقابل دیگران ، شرط لازم احترام  به سایرین است . مراد از تحقیر نیز رفتاری است که احساس  حقارت ، کوچکی و کمتر بودن را به دیگران منتقل می کند.

     تمسخر و ریشخند بارزترین مصداق تحقیر است، همچنین بر چسب زدن نیز نوعی تحقیر محسوب می شود.

   (۲)احترام حداکثری ( درجه بالا )

     احترام در مفهوم حداکثری آن رفتاری است که احساس ارزشمندی و منزلت داری را به فرد مقابل انتقال دهد . فرد اخلاقی در واکنش به دیگران دغدغه ارزشمندی آنان را دارد و سعی می کند در رفتار خود به گونه ای عمل کند که طرف مقابل احساس مهم بودن و ارجمندی یابد . احترام در این معنا  نوعی ستایش و تمجید است ، اما این تمجید الزاماً به زبان و شفاهاً بیان نمی شود بلکه تمجیدی است که به زبان رفتار نیز قابل تشخیص می باشد.

     بی احترامی در سه سطح زبان ارتباطی بین افراد نمایان می شود . زبان گفتاری که شامل درشتی ، ناسزاگویی ، تمسخر، لعن و نفرین و امثال آن که بی احترامی آشکار هستند . تمسخر و توهین از طریق تغییر در نگاه و قیافه نیز بی احترامی با زبان بدن و کالبدی می باشد . زبان کرداری یا رفتاری، نوع سوم بی احترامی به دیگران است. مساله آخری که قابل ذکر می باشد این است، که آیا احترام به اشخاص صرف نظر از رفتارها و حتی خلاف کارهای آنان است و آیا احترام نامشروط است یا مشروط به این است که فرد خلاف کار نباشد ؟ و به نظر شما آیا رفتار خلاف اخلاق قانون ، دلیل موجهی برای بی احترامی به صاحب آن رفتار است ؟

    پاسخ همه این سوالات در این جمله نهفته است که احترام در سطح حداقلی امری نامشروط می باشد و همگان الزام به رعایت آن دارند.

  

مبحث ششم) تعارضات اخلاقی در حرفه 

     تعامل حرفه ای در محیط شغلی ، مسائل اخلاقی را به میان می آورد . زمانی که عده ای با همدیگر در داد و ستد یا فعالیت گروهی هستند، معضلات اخلاقی نیز بروز می کند . معضلات اخلاقی در حرفه های مختلف ، صورت های گوناگون دارند. پیچیده ترین، رایج ترین و پر آسیب ترین معضلات اخلاقی در حرفه ، تعارضات اخلاقی هستند. منشاء بسیاری از تصمیم ها و عملکردهای غیر اخلاقی در حرفه ، ناتوانی افراد در مواجهه هوشمند با تعارضات اخلاقی است.

     تعارض اخلاقی موقعیتی است که فردی با دغدغه اخلاقی و مسئولیت پذیری بر سر دوراهی قرار می گیرد و راه سومی را پیدا نمی کند . به نظر او هر دو راه به صورت خلاف اخلاق هستند ، از این رو این فرد در تصمیم گیری و اقدام احساس بلا تکلیفی می کند . این سخن که بد را بپذیر تا مرتکب بدتر نشوی ، اساسا سخن حکیمانه و تدبیر عاقلانه ای است اما استفاده از آن دو شرط اساسی دارد:

    *بین بد و بدتر هیچ راه سومی وجود نداشته باشد

    *در تعیین بد وبدتر انتخاب با ملاک های عینی و سنجش دقیق باشد ، نه با گمان وپندار.

     حرفه ای ها در مواجهه با تعارضات اخلاقی شیوه مبتکرانه ای دارند و هرگز خود را در بن بست موهوم ((یا)) گرفتار نمی کنند بلکه همیشه به راه سوم فکر می کنند و اعتقاد دارند در همه موقعیت هاراه سومی نیز وجود دارد که خود راهیافت مهم در مواجه با تعارضات اخلاقی برای حرفه ای ها می باشد . تعریف و طرح راه حل های سوم واقعا خلاقانه می باشد چرا که مستلزم ابداع گزینه هایی می شو د که غالباً مورد توجه قرار نمی گیرند.

     شیوه خلاقانه در حل تعارضات اخلاقی بر جستجو از راههای سوم استوار است که خود یک فرایند پنج مرحله ای به شرح زیر می باشد:

      (۱)تحلیل دو طرف تعارض

      (۲) جستجوی راه سوم به طریق بارش فکری و تهیه فهرست ( طوفان مغزی)

      (۳) نقد راههای فهرست شده

      (۴) اعتبار سنجی مطلوب ترین راه حل و بررسی آثار و نتایج آن

      (۵) عمل به مطلوب ترین راه حل

     هرگز گمان نکنید که استفاده از این روش مستلزم زمان زیادی است و در تصمیم گیری های فوری ، قابلیت استفاده ندارد.  تمرین و ممارست سبب شکوفایی خلاقیت شما می شود و در موارد فوری ، ذهن شما به سهولت راه های سوم را جستجو می‌کند و شما را در تحلیل خلاقانه موضوع یاری می دهد . همچنین باید توجه نمود که شتاب زدگی در مواجهه با تعارضات اخلاقی، آسیب های جبران ناپذیری پدیدار می کند ، لذا اندکی تأمل و درنگ بهتر از افتادن در دام انتخاب بد وبدتر است؛ چرا که می توان فراتر از انتخاب بد وبدتر به گزینه های خوب ومطلوب تری نیز دست یافت.

یک دیدگاه