پیمانکار رتبه یک تاسیسات

ادراک فردی در سازمان
1395-01-23
ایرانیان رکورددار مصرف ۶ ماده غذایی و انرژی راهبردی
1395-01-28
Show all

پایان عصر مدیریت پروژ‌ه‌ی سنتی

پایان عصر مدیریت پروژ‌ه‌ی سنتی

shutterstock_144653342

استانداردهای مدیریت پروژه سه وظیفه‌ی اصلی را برای یک مدیر پروژه در نظر می‌گیرند: برنامه‌ریزی، هدایت و کنترل پروژه و تحویل محصولات و دستاوردهای پروژه. مدیر پروژه برای انجام این سه وظیفه نیازمند ابزارهای مختلفی است. بخشی از این ابزارها ـ مثلا ابزارهای برنامه‌ریزی چون نمودار گانت پروژه ـ از نوع ابزارهای مدیریتی هستند و برخی دیگر از این ابزارها نیز ماهیتی فناورانه دارند و بیش از هر چیز مبتنی بر کاربردهای فناوری اطلاعات هستند. با توجه به پیشرفت‌های روزافزون قابلیت‌های فناوری اطلاعات و نیازهای مدیران پروژه، در طول سالیان اخیر ابزارهای مدیریت پروژه رایانه‌ای پیش‌رفت‌‌های قابل توجه داشته‌اند. بدین ترتیب مثلا مایکروسافت پراجکت (MSP) به‌نوعی تبدیل به یک ابزاراستاندارد برای برنامه‌ریزی و کنترل پروژه شده است. اما با وجود تمامی قابلیت‌های ارائه شده توسط نرم‌افزارهای مدیریت پروژه نظیر MSP، توجه چندانی به وظیفه‌ی سوم مدیران پروژه یعنی تحویل محصولات پروژه نشده است. جالب است که به‌دلیل همین عدم وجود یک ابزار رایانه‌ای جامع در زمینه‌ی مدیریت پروژه، نرم‌افزارهای تکمیلی مختلفی نیز در مدیریت پروژه‌ها طراحی و به‌کار گرفته شده‌اند که می‌توان به‌عنوان مثال به نرم‌افزارهای مستندسازی و مدیریت آرشیو مستندات، نقشه‌ها و طرح‌های فنی و هم‌چنین نرم‌افزارهای مدیریت کد منبع (Source Code) در پروژه‌های نرم‌افزاری اشاره کرد.

با این وجود ایجاد این نرم‌افزارها هم نتوانستند تمامی نیازهای مدیران پروژه را پوشش دهند. مدیران پروژه در عصر شبکه‌های اجتماعی به اطلاعاتی بیش‌تر از اطلاعاتی که به‌صورت سنتی در اختیار مدیران پروژه قرار می‌گرفت نیاز داشتند. در نرم‌افزارهای سنتی مدیریت پروژه، مدیر پروژه برای کنترل وضعیت پیشرفت پروژه به‌صورت دوره‌ای گروهی اطلاعات استاندارد را براساس برنامه‌ی تهیه شده از تیم‌ها و اعضای مختلف پروژه دریافت می‌کرد. این روش چند اشکال اساسی داشت:

یک: اطلاعات قابل جمع‌آوری به اطلاعات از پیش تعیین شده محدود می‌شدند و مدیر پروژه نمی‌توانست برحسب نیاز و شرایط پروژه و هم‌چنین ویژگی‌های اختصاصی دستاوردهای مختلف پروژه، درخواست اطلاعات جدیدی را از تیم خود داشته باشد.

دو: اطلاعات مدیریت پروژه در این حالت از نظر زمانی همیشه نسبت به وضعیت واقعی پروژه عقب‌تر بود؛ چون زمان‌بندی مشخصی برای به‌روزرسانی اطلاعات پروژه وجود داشت.

سه: در این وضعیت برای گزارش موارد پیش‌بینی نشده هم‌چون حوادث و هم‌چنین کنترل ریسک‌های پروژه راه‌کار مبتنی بر نرم‌افزاری وجود نداشت و در نتیجه در چنین مواردی به‌صورت اقتضایی عمل می‌شد. بدتر این‌که در بسیاری موارد اصولا حتی این موارد ثبت هم نمی‌شدند.

علاوه بر مشکلات بالا ابزارهای سنتی مدیریت پروژه تنها برای مدیران پروژه طراحی شده‌‌اند و امکانات خاصی را در اختیار سایر اعضای تیم پروژه قرار نمی‌دهند. مثلا در مورد موضوع بسیار مهم مدیریت و به‌اشتراک‌گذاری دانش میان اعضای تیم مجری پروژه یا تعامل میان بخش‌های مختلف پروژه ابزاری وجود ندارد.

موارد فوق در کنار هم باعث شدند تا کم‌کم احساس نیاز به طراحی سیستم‌های مدرن‌تر مدیریت پروژه که پاسخ‌گوی نیازهای مدیران و اعضای تیم پروژه باشند و مشکلات ابزارهای سنتی مدیریت پروژه را نداشته باشند، شکل بگیرد. در نتیجه امروزه با نسل جدیدی از ابزارهای نرم‌افزاری مواجه هستیم که مدیریت پروژه را تبدیل به یک فرایند تعاملی میان مدیر و اعضای تیم پروژه می‌کنند. این ابزارها با به‌کارگیری قابلیت‌های ایجاد شده توسط بستر شبکه و به‌ویژه شبکه‌ی جهانی اینترنت و با الهام گرفتن از نقاط قوت شبکه‌های اجتماعی، علاوه بر رفع مشکلات ابزارهای سنتی مدیریت پروژه، امکانات جدید و جالبی را برای مدیران و اعضای تیم‌های پروژه فراهم آورده‌اند.

یک دیدگاه